آدرین کاظمیآدرین کاظمی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

آدرین

خلاص شدن از شر پستونک

بالاخره عسل مامی از شر پستونکم خلاص شد. هورااااااااااا خیلی خیلی پروسه سختی بود ولی بالاخره باید انجامش می دادم. چندین وقت بود که این تصمیم رو گرفته بودم و آقای دکتر مهربون هم گفته بود باید زودتر از اینا این کارو می کردی ولی همش نگران بودم  که آدرین خیلی بی قراری کنه آخه اولا خیلی بهش وابسته نبود و فقط موقع خواب می خورد ولی یه ماهی می شد که شدیدا بهش وابسته شده بود همش سراغش رو می گرفت و دوست داشت توی دهنش باشه. این باعث شده بود که کمتر غذا بخوره چون هروقت غذا می خورد تا می دیدش میگذاشت توی دهنش و دیگه ادامه نمی داد  بدتر از همه این بود که همش به این ور و اون ور می زد و تا می گفتم بده بشورم می گذاشت توی دهنش  خلاصه خیلی نگ...
25 اسفند 1392

آلبوم عکس فندق مامان 1

    قربون اون خنده هاي قشنگت بشم مامي      چه ژستي گرفته بچم   الهي هيچ وقت بغضتو نبينم مامان جون     حموم آب گرم عافيت باشه عشقم            آدرين با لباس گوزني كه عمو شاهين عزيزش براش خريده در جمع عروسك هاي خاله جون        اون پستونك خوردنت منو كشته   روز عاشوراي 91 با خاله جون برديمت بيرون يه هوايي عوض كني عشقولم          تحويل سال نو 92 اولين عيدي كه پيش ما بودي عزيز دلم و لحظه سال تحويل رو تبديل ب...
25 اسفند 1392

واکسن هجده ماهگی

مانند یک بهار مانند یک عبور از راه رسیدی و مرا تازه کردی همراه تو هزار عشق از راه رسید همراه تو بهار بر دشت خشک سینه من سبز شد وقتی تو رسیدی در کوچه های خلوت و  تاریک قلب من مهتاب دمید ....     اول: سلللللللاممممممم  و یه عالمه معذرت به خاطر اینکه دیر به دیر میام و برات می نویسم دوم: عسل مامی عشق مامی نفس مامی بالاخره تولد یک و نیم سالگیت فرا رسید تولد هیجده ماهگیت مبارررررررک پسر نازنینم     علاوه بر حس خوشحالی که برای یک سال و نیمه شدنت داشتم مثل همه مامانای دیگه ته دلم برای زدن واکسن هجده ماهگیت شور می زد چون بقیه واکسناتم خیلی خیلی بهمون سخت گذشته بود و کلی اذیت شده بودی (ا...
10 اسفند 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آدرین می باشد